|
اگر امید نبود دنیا هم نبود
|
من هیچ وقت با بابام نتونستم بازی کنم چون همش سرکار بود
بابام شبها دیر وقت می اومد خونه با خستگی غذا می خورد و می خابید و صبحها هم وقتی من خواب بودم میرفت سر کار!!!
امروز صبح صابخونه زنگ زد که به آقاتون بگین که یاباید اجاره رو زیاد کنین یا که بلندشین
حالا می فهمم که چرا بابام همیشه سر کار بود
